وقتی تو گریه می کنی به بودنم شک میکنم
ای آشنای دل ...
ای همراه تک تک لحظه های زندگیم...
گریه نکن
من تورا با تمام وجود دوستت دارم
گریه نکن و مرا بیش از این عذاب نده مگذار به بودنم شک کنم...

تو را گم کرده ام امروز ...
وحالا لحظه هاي من
گرفتار سکوتي سرد و سنگينند
وچشمانم ,
که تا ديروز به عشقت مي درخشيدند
نمي داني چه غمگينند
چراغ روشن شب بود... برايم چشم هاي تو
نمي دانم چه خواهد شد
پر از دلشوره ام...
بي تاب ودلگيرم
کجا ماندي که من بي تو هزاران بار،در هر لحظه مي ميرم...

دوست دارم براي تو بنويسم ...
ميخوام توي نوشته هام هميشه با من باشي ...
ميخوام بهت بگم چقدر دوستت دارم ...
ميخوام بگم يه جزيره ي تک و تنهام که بدون تو دلم ميگيره .
ميخوام شبها ، رو به ستاره ها با هم خاطرات شيرينمون رو بشماريم .
ميخوام به قداست عشقمون کوچيک بشم تا با تو به پرواز شاپرکهاي کنار برکه
بخندم ...
مثل روياهاي کودکي ام ...
نميدونم !
اما با همين حس شيرين کودکي مي نويسم ...
تا بدوني ...
به اندازه ي تمام دعاهاي شبانه ام دوستت دارم . . .
![]()
ازت خجالت مبکشم از این عکسا بذارم

اشکال نداره عادت میکنی
نمیخوام تازه دیدمت اما داری میری
ای لعنت به این کنکور
من تنهادرساحلی می نشینم
سکوت اختیار می کنم
چشمانم را به جاده ای دراز می دوزم
تایک روز انتظار به پایان رسد
من منتظرم ,منتظر فانوسی در تاریکی
من جاده ای دراز را به یادتو می پیمایم
تایک روز تورا در این جاده بیابم
تنها در جاده ای که به کلبه کوچکی می رسد
من در این جاده می مانم
سکوت بلندی در امتداد این جاده نشسته
و یادتو
همچون هراسی سرد
وجودم را در برگرفته
حال ,من هستم و
شکوه نگاه تو
نگاهت بر نگاه خسته ام
چقدر زیبا ودل انگیز است!
نگاهت را ازمن مگیر
.jpg)
و تو را می خوانم
تو که در متن سکوت دل من
جمله اول و آغاز هياهوهايی
توکه در پنجره ها
منتظر هر شب و روز
پی ديدار پرستوهايی
من تو را می خوانم
تو همان خورشيدی
که طلوعش
غزل صبح برای دل من می خواند
و غروبش
غم دل را به شب سرد زمان می بخشد
آری آری تو غزلواره احساس منی
تو سکوت دل بی تاب و صدای لب آواز منی
من تو را در نفس پنجره ها
در صدای چشمه
در نگاه خورشيد
من تو را در همه جا می بينم
پيش خود می گويم
تو مرا می بينی ؟

دست بر روشنی سوسوی افق می کشم
و چراغ ها خاموش می شوند
من ملکه خاموش دلتنگی هایم
مدت هاست دلم – روحم - حسم
برایت تنگ است
برای قبلت و حتی قبل تر از قبلت
برای صدای مهربانت... برای دستان گرمت
برای حس شیرینت ... برای بودنت ...
برای خودت دلم تنگ است
آنقدر بی قرار است که در سینه نمی ماند
دستانش را به دیوار قلبم می کوبد وتو را تمنا می کند
و من ملکه دلتنگی ها مجبور به تبعیدش می شوم
گر چه خود با خیال لحظه هایت زنده ام....

سلام مهریونم اگه دیر اومدم تقصیره خودته
سال نو ت مبارک
امیدوارم بهترین باشی مهندس کوچولوی من
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
آه بگذار گم شوم در تو
کس نیابد نشان ازمن
روح سوزان و آه مرطوبت
بوزد بر تن ترانه ی من
دانی از زندگی چه می خواهم
من تو باشم , تو , پای تا سر تو
زندگی گر هزار ساله بود
بار دگر تو, باردگر تو...
همیشه تو ....
بی هیچکس اینو یادت باشه
همیشه فراری زود رنج من

يه روز ازت پرسيدم براي چي زنده اي؟ ![]()
بهم گفتي: براي هيچي...!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟
اون وقت تو ازم پرسيدي: تو براي چي زنده اي؟
و من گفتم:براي خاطر كسي كه براي هيچي زنده است![]()
اينو نوشتم تا بدوني هنوزم به همون دليل زنده ام


از صبح دلم مدام بهونتو میگیره
خیلی دلم هواتو کرده
الان که دیدمت خودمو لعنت میکنم چون تو خوشت نمی آد از این کارای مسخره
چه معنی داره این موقع شب دختر بیاد بیرون
اما به خدا اومدم تا تورو ببینم فقط برا این اومدم به خدا
وقتی هم دیدمت برگشتم
چقدر دلم برات تنگیده مهربون نسیممممممممممممممممممممممممممم
الهی من قربون او شکل ماهت بشم نفس من
الان وقتش نیست اما تو اوجم
ایجا تنها جایی که میتونم بگم
ماه من دوستت دارم
مرا دریاب که بی تو نمی پرپرم
دلم
برات
تنگ
شده
یک نفر ...
یک جایی ...
تمام رویاهاش لبخند توست
احساس میکنه که زندگی واقعا با ارزشه ...
پس هر وقت احساس تنهایی کردی
این حقیقت رو به یاد داشته باش که
یک نفر ...
یک جایی ...
در حال فکر کردن به توست.
سلام ماه من
ببخشید دیر اومدم
این ۲ هفته خیلی کار داشتم شرمنده
دلم برات خیلی تنگ شده
دیگه تحمل این زندگی اینجوری و بی تو خیلی خیلی سخته
تمام وجودم فریادت مبزنه اما با سکوت
مهردادم بینهایت الان بهت احتیاج دارم
کاش پیشم بودی
هرچند اگه الان بهت میگفتم
میگفتی:
من هستم چشم دلتو باز کن تا ببینی
دوست دارم نفس من

اما این را میدادنم که دلتنگم باز هم دلتنگ تو .....
باز یاد تو.....!!!!!!
و باز هم باران.....
باز بارید و بارشش باران ابر چشمانم را بار دیگر به یاد تو روان کرد.
نمیدانم....نمیدانم نفرین کدامین یاس پژمرده دامانم را گرفت و آه دردناک کدام مرغ عشق تاوان سنگین
نداشتنت را فریاد زد؟
نمیدانم... فقط میدانم تمام وجودم ترانه تو را میخواند چشمانم به دنبال تو می گردد و قلبم ترانه با تو
بودن را طلب میکند .آری.... باز هم من به یاد تو....!!!
باز هم دلتنگتم ماه من.....
![]() |

سلام مهربونم
امروز که اینو می نویسم دلم گرفته
فردا میشه ۲ سال که با همیم اما نیستیم


همیشه از اینکه بخوام ابراز علاقه کنم ترسیدم هیچ وقت از این کار خوشم نیومده
و اخرش خوب تموم نشده به خاطر همین همیشه احساسمو پنهان می کردم تا اینکه
فهمیدم باید گفت و گرنه بیشتر از دست می دی
از احساس درونم واسه کسی حرف زدم که ندیدمش
صداشو نشنیدم حتی دستهاشو نگرفتم گرمای تنش و حس نکردم
نگاهش به نگاه چشمام گره نخورده
آخه مگه به کجای دنیا بر می خوره که یکی واست همه چیز بشه
چرا باید همیشه از اینکه جواب رد بشنویم بترسیم و احساسمونو
خفه کنیم یعنی بی صدا فریاد بزنیم
وابستگی من به تو به خاطر حسی که بهت دارم به خاطر لحن صداته
بخاطر اون تنهایی که داری به خاطر نوشته هات کلامت ..........
همیشه دنبال چیزای محال و دست نیافتنی دویدم.
ادمهایی که قسمت سرنوشت من نیستن و من به زور می خوام
که مال من باشن .
دلم واسه بی کسی چشمام می گیره که چه بی تکبر ابراز علاقه می کنه
و چه آروم دنبال هر کسی می دوه و چه بی تملک دست از خیره شدن بر می داره
و اروم پلکاشو رو هم می ذاره و از کنار کسی که دوستش داره رد میشه تا کسی
اشکهاشو که واسه غریبی و تنهاییش فرود میاد نبینند و به گذرگاه دل باختن و بازنده
شدن قدم می ذاره و بدن درهم شکستشو تلو تلو خوران با خود به دنبال زندگی
بی نهایت تنهایی می کشونه.
واسه سردی دستام دلم می سوزه
واسه سنگینی سرم که دیوار اتاق هم تکیه گاهش نیست
واسه اشکهام که گونه هایم بس که نقش سرسره رو واسشون
بازی کردن خسته شدن
واسه صدام که تا می خواد با لب هام بازی کنه یه بغض خاموشش میکنه
واسه تنهایی ,غریبی ,بی کسی ام دلم می گیره.
بی صدا سکوت خستگی از شانه های بی احساسم می گذرد
و در گرداگرد جسمم اخرین دیدار تو را تداعی می کند.
انگاه, زنجیر های بی اعتمادی پاهایم را به زمین می دوزند.
بغض, در حصار چشمانم می ریزد و من, از شرم نگاه های شاد,
گاه گاه هوای تازه را بهانه می کنم تا خلوت دوری عشق را
بی صدا بگریم.

ای کاش روی شیشه خاطراتم لب به سخن می گشودم
و یا چشمان زیبایت را از زیر شیشه خاطراتم به نظاره در می آمد حال با تو به سخن نمی گوییم تکلیف چیست ؟
قلبم به شوق دیدارت به نگاه دوستی ات منتظر است .حال قلبم منتظر توست ؟
حلا با تو سخن نگفتم .
گر چه بی تو هیچم نمی دانم .
غم در دیوار دلم جای گرفته است .
اکنون به نقطه ای که هیچ گاه نفهمیدم کجاست؟
به آن خیره می نگرم و حال میدانم که آن نقطه همان نقطه ای است که تو را در آن نقطه می بینم .
نگاهت را آن قلب مهربانت را ............
ولی افسوس میدانم آن خاطرات قدیم دیگر باز نمی گردند .
در کنار تو بودن را هیچ گاه از ذهن و قلبم بیرون نمی کنم .
جای تو همیشه و دستان پر مهرت که حال از من دریغ کرده ای در گوشه قلبم خالی خواهد ماند .
خاطرات شیشه ای ات را ..........................................................
همیشه جاودان در ذهنم خواهد ماند
((سلام.من مثلاٍ همون کسی هستم که این نوشته ها رو نسیم براش)) ((نوشته بزارید به همه بگم به خدا همشون یه دروغه .عشق کجا بوده)) ((نسیم خانم؟؟؟؟)))
بچه ها جالب نیست مهردادی که من واسش جون میدم ببین چه جور
![]()
راجبم فکر میکنه![]()

خدایا به کدام گناه اینجوری می سوزم؟
رفت با یکی دیگه گفتم اشکال نداره فقط میخوام خوشحال و خوشبخت باشه
گفت دیگه نمیخوامت تمام خلوتم شد این وبلاگ چرا؟؟؟؟؟؟چرا میسوزنم؟؟؟؟؟؟؟
مهرداد داری با من چه کار میکنی؟
خدایا مگه تو این مدت شکایتی کردم؟
داری امتحانم میکنی؟یا میخوایی خودم بگم خسته شدم؟![]()
من از عاشق تو بودن خسته نمیشم
حالا هرجا میخوایی برووووووووووووووووووووووو
فقط اگه یه روزایی دلت از دنیا و آدماش گرفت یه سر به من بزن
اگه زحمتی هم نیست به وبلاگم هر چند وقت سر بزن
اگه اذیتت هم میکنه نمیخواد
هیچ وقت نفهمیدی اگه هر دقیقه قید کلاسامو زدم و اومدم فقط واسه دیدن تو بود واسه دلتنگی
نفهمیدی هیچ وقت دلم نخواست با کس دیگه ای تقسیمت کنم
نفهمیدی.......!!!!
برو پی زندگیت ماه من
مواظب خودت باش همه زندگیم
خداحافظ مهردادم
بخشم برای از تو گفتن نیازی به کلمات نیست از تو که بگویم اشکها بی
بهانه از آسمان کلام می بارند .
واژه ها در رگ سخنم می جوشند و جملات در نوک قلبم به رقص در
می آیند وقتی از تو می گویم زمین رهایم میکند تا به آسمانی ترین
شعرها عروج کند و از شاخه معرفت یک بیت بجینم ....
باز هم می خواهم از تو بگویم !!!!!
امشب دردی سر به سینه بی قرارم می کوبد ؟؟؟؟؟
دردی شبیه عشق ! دردی که سایه نوازش گر نگاهت را می جوید .
کاش می دانستی که چقدر دلتنگ توام ......
لب ها خاموش هستند اما کاش غوغای درونم را می شنیدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تا من همیشه آرام و بی پروا به تماشایت بنشینم و با دیدن غنچه لبخندی که از لبهایت پرپر میشد
توان زندگی می یافتم
ای کاش ..........
کاش می توانستم بانگ عشق را به صدا در آورم تا طنین دلنوازش را می شنیدی و باورم می کردی !!!....
"مرا که این همه بی تو بی تابم
قطره قطره اشکهایم ندای لبخند تو



"یکی را دوست میدارم که اوهرگز نمیداند نگاهش میکنم شاید از نگاهم بداند که من دوستش میدارم. ولی هرگز او نگاهم رانمی خواند. به برگ گل نوشتم که او را دوست میدارم ولی افسوس او گل را به ذلف کودکی آویخته تا او را بخنداند. صبا را دیدم گفتم: صبا دستم به دامنت بگو از من به دلدارم که او را دوست میدارم و ناگه زابری تیره برقی جست و روی ماهش را پوشاند"

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد
خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

سلام مهربونم
هیج معلومه کجایی؟
اومدم امشب که بازم از سکوت های با فریادم برات بگم
از تنهایی هام....
از تمام اون خوشی و راحتی که تو فکر میکنی با رفتنت بهم هدیه دادی و داره منو داغون می کنه
من دارم زیر آوار این غرور تو له میشم عزیزترینم![]()
به نظرت کافی نیست لج بازی با منو زندگیت کافی نیست
تا کی باید ببینم داری خودتو نابود میکنی و سکوت کنم؟
ها؟خودت بگو تا کی؟
تا کی ببینم داری خودتو توی آتیش غرورت میسوزونی؟
مگه من چی گفتم عیر اینکه اگه برم فراموشت نمیکنم آره دلم گرفت وقتی گفتی بری دیگه من کیلو چندم؟
بد گفتم تا آخر عمرم دیوونت می مونم؟
اشتباه کردم عاشقتم؟
باشه مهربون ترین ماه آسمون...باشه...
هر چی تو بگی اما این رسمش نبود گل من
اگه داری این همه خودتو اذیت میکنی که من برم من میرم ترو خدا خودتو اذیت نکن
گر ز آزردن من هست غرض مردن من
مردم آزار نکش از پی آزردن من
ماه من از ستاره بودن بریدم دیگه دارم خاموش میشم اما بدون این ستاره واسه راحتی تو نابود شد
ماه من اول تورو به خدا بعد به چشات میسپارم
مواظب چشات که همه زندگیم باش![]()
![]()
![]()

بزرگترین و سخت ترین و غم انگیزترین
درد دنیا چیه ؟
اینه که بفهمی تکیه گاه زندگیت
تکیه گاه کس دیگه ای شده

بهم خبر دادن داری تکیه گاه یکی دیگه میشی.....!!!؟؟؟
حتی چند نفرم گفتن چرا وقتی بهم توجهی نداری بازم برات مینویسم....؟؟؟!!!
خب می نویسم چون دیوونتم...
چون عاشقتم
مینویسم به حرمت روزایی که چشات مال من بود
دلت مال من بود....!!!
نمیخواستی گرمی دستاتو.آرامش صداتو به کس دیگه بدی
مینویسم به حرمت روزایی که فقط من بودم و تو .........

از هزاران کس یک نفر اهل دل است
آن هم تویی
مابقی تندیسی از آب و گل اند
تا به حال عاشق شدي....؟
تا به حال شده دلت براي کسي تنگ بشه
شده دلت هيچي نخواد جز هموني که دوستش داري
شده سر دلت داد بزني و صداي گريه شو بشنوي
شده دلت بد نگات کنه و از خجالت آب شده باشي
شده براي ديدن کسي همه ي روزها رو بشماري
شده کسي رو دوست داشته باشي و احساس کني
بدون اون نمي توني زندگي کني
((آره ماه من من بدون تو نمی تونم زندگی کنم حالا هرجا که باشم))
![]()

اگر کسي را دوست داشته باشي
نمي توني توي چشم هاي اون زل بزني
نمي توني دوريش را تحمل کني
نمي توني بهش بگي که چقدر دوستش داري
نمي توني بهش بگي چقدر بهش نياز داري
واسه همينه که عاشق ها
دیوونه میشن
.jpg)

غروبو یادته؟این غروبا بدون تو چه غریبونه میگذره


اگه شبی تنها شدی
دوباره اسیر غم ها شدی
یاد یاری کن که مرده ز یادت تو دیاری
از غم جدایی
منتظر ه تو بیایی
ای رفیق راهی
شدم اسیر تنهایی
ز یادم توچقدربی وفایی

عشق من برای افطار منو از دعات بینصیب نذار
از چشات افتادم نذار از قلبت هم بیفتم


از من نپرس چقدر دوستت دارم
اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست
به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم
مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد
مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم
بگو معنی تمرین چیست ؟
بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟
بریدن از خودم را ؟
مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ...
از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم
همه می دانند که دوری تو روحم را می آزارد
تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند
نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگیر ...
هوای سرد اینجا رو دوست ندارم
مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام



تو از خودت چیزی نمیدونی
تنها نرو تنها نمی دونی
میری که با فکر تو تنها شم
میری که من درد خودم باشم
تو آخر راهو نمیدونی
تنها نرو تنها نمی مونی
من حال این روزا تو میدونم
چیزی نگو چشماتو میخونم
این جاده تا وقتی نفس داره
چشماشو از تو بر نمیداره
من از هوای جاده دلگیرم
از فکرشم دلشوره میگیرم
این جاده تو فکر شکستن نیست
باور نکن این صورت من نیست
دستامو با احساس تو بستم
من بینهایت با تو همدستم
تا جاده میره سمت بیراهه
پر کن منو این آخرین راه
من حال این روزاتو میدونم........
کاش میفهیدی چقدر سخته و چه عذابیه ازت دور شم....![]()
کاش میفهمیدی از هرچی فاصله است بیزارم......![]()
کاش میفهمیدی وقتی ازت دورم ثانیه های ساعتم چطور با هم لج میکنن......![]()
کاش میفهمیدی با این حرفات چطوری آتیشم میزنی.....![]()
و
((کاش میفهمیدی من عاشق همین دیوونه بازیاتم روانی من))![]()
.jpg)
نمیشه که همیشه شاد باشی گاهی هم دلت میگیره
اون موقع است که دلت میخواد کسی رو که دوست داری پیشت باشه اما وقتی نیست
چه کار میشه کرد ؟؟؟؟
شاید گریه.......![]()
![]()


منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم![]()
دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت![]()
بنشینم سر رو شونه هایت بگذارم....از عشق تو.....از داشتن![]()
تو...اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش ![]()
بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام![]()
وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم اری من تورا دوست دارم



























